Saturday, August 25, 2007

سرآغاز


به نام تو که بی کران ترین عشق جاودانه عالمی
خدایا اگر بار ها صدایت کرده ام و سپس ساکت خیره ات مانده ام ،از روی بی نیازی نیست که از
ناتوانی ست
هر بار گفتم خدایا دلتنگ تو و نگاه عاشقانه ات هستم ،گفتی من در کنار توام و با تو
دلتنگی برای چه !؟
هر بار گفتم خدایا من جز تو هیچکس و هیچ ندارم،
گفتی تا مرا داری همه را داری
هر بار گفتم کمکم کن
گفتی من تنها یاور توام
هر بار گفتم کاش تورا میدیدم
گفتی فقط نگاه کن،مرا خواهی دید
هر بار گفتم من با تمام وجود خود یارای انجام هیچ کاری را برای تو ندارم
گفتی برای بند گانم که داری
اما هربار که گفتم دوستت دارم ،با تبسمی عاشقانه چنان به من نگریستی که از عشق سرشار شدم!
خدایا خدایا خدایا.......!
++++++++++++++++++++++++++++
سلام
این آغازیست برای وبلاگ نویسی گروهی ما
این وبلاگ یه جورایی خونوادگی
من ،برادرم و زن داداشم قراره این وبلاگ رو بروز کنیم
مطالب وبلاگ هم دیگه میشه
!!!آش شله قلم کار
تا بعد خدافظ